نیمه شب های دلتنگی

تلخ نوشت

این روزا....

جمعه, ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۲۰ ب.ظ | غریب .... | ۲ نظر

این روزا زندگی برام مثل عضو پیوندی میمونه

عضوی ک گروه خونیش به ذهن درمونده و عاجزم نمیخونه و پس ش میزنه

مثل ادمهایی ک حوصله ای برای شنیدن ندارند و بیجهت به هر جهت میچرخند ک تکرار لحظات سخت و دشوارت را نبینند و مجبور به شنیدن نباشند و همدلیت نکنند 

این روزا زندگی ناخنهای خودخوریت را میجوند تا هیچی ازش باقی نگذارند

تا اجبار تقدیر رسم و ایین بی وفایی را همچون ویروس تنهایی به جانت حمله ور کنند 

این روزا عجیب دلم میخواهد تمامی دلشوره ها و ناامیدی ها را لای روزنامه باطله بپیچم و به دیوار ارزوها سنجاق کنم

این روزا عجیب دلم میخواهد خدا را تا حد خودم پایین بکشم و شکوه و گلایه هایم را بی واسطه به سمعش برسونم

این روزا دلم عجیب هوای بودنت رو کرده

 


  • غریب ....

نظرات  (۲)

حرفام تکراری شده

واقعا زیبا بود!!!

چه حس بدیه!!!!
تلخ مینویسید:/ولی زیبا...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی